to assassinate, to murder
to assassinate
to murder
رمان تاریخی شرح میدهد که چگونه پادشاه توسط مشاور خودش ترور شد.
The historical novel describes how the king was assassinated by his own advisor.
رهبر اندکی پساز به قدرت رسیدن ترور شد.
The leader was assassinated shortly after taking office.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ترور کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ترور کردن